تبلیغات
ماء معین

ماء معین
نویسندگان
لینک دوستان
ابر برچسب ها

ای که دائم به جهان منتظر منتظری
گیری از مردم دانا ز ظهورش خبری
روز و شب ذکر زبان تو بود یا مهدی
در فراقش غم دل داری و اشک بصری
فرض کن، حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
بر در خانه و یا بر سر کوی و گذری
ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی
باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟
دیده ای هست تو را قابل دیدار امام
می توانی تو به خورشید جمالش نگری؟
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟
پول بی شبهه و سالم ز همه دارائیت
داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟
گر بپرسد ثمرت چیست تو از طول حیات
داری از بهر ارائه سند مختصری؟
ور بپرسد عملت چیست ز بگذشتن عمر
در عملکرد تو باشد عمل معتبری؟
برده ای نان و غذا بهر مساکین یک شب
یا تو داری ز یتیمان و فقیران خبری؟
در پی امر به معروف و نهی از منکر
بوده ای بهر محبان ولایت سپری؟
هیچ گه داشته ای بهر ظهور حضرت
ناله نیمه شب و ذکر دعای سحری؟
آن چنان هست که افسرده و غمگین نشوی
گر بگیرد " سِمت تو"  بدهد بر دگری؟
داری آمادگی آنکه اگر حضرت خواست
از سر مال جهان بهر خدا در گذری؟

گرچنینی

واقفی از عمل خویش تو بیش از دگران
می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری ؟

گر از این جمله که گفتم همه را دارایی
خوش به حال تو که خود ساخته و منتظری
ور از این گفته تو را هست قصوری بیگی
توبه کن بلکه ز محبوب بیابی اثری




طبقه بندی: شیعه، فرج، امام زمان (ع)، انتظار،
برچسب ها: منتظر، انتظار، ظهور، مهدی(عج)، فراق امام زمان(عج)، دیدار امام، خورشید جمال، عمر، عمل معتبر، امر به معروف و نهی از منکر، ولایت، ناله نیمه شب، دعای سحری، شیعه اثنی عشری، محبوب،
[ دوشنبه 12 دی 1390 ] [ 06:28 ب.ظ ] [ سید علی ]

 

یكى از اعمالى كه سید بن طاووس،  رحمة الله علیه، به آن بسیار اهمیت مى‏داد، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام  زمان، ارواحنا فداه، بوده است چون یكى از تكالیف زمان غیبت، صدقه دادن  ‏براى حفظ وجود مبارك امام زمان، ارواحنا فداه، است.

به طور كلى صدقه آثارى دارد یكى اینكه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مؤمن  است كه با انجام آن نشان مى‏دهد تا چه حد در وادى ایمان و خداپرستى صادق  است و از این طریق نیازمندیهاى مؤمنان رفع مى‏گردد و رفاه عمومى به وجود  مى‏آید و همچنین صدقه یكى از عوامل سازندگى انسان نیز هست چنانكه قرآن  مى‏فرماید: خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً تُطهِرُهُم و تُزَكِیهِم بها.1 اى رسول ما! تو از مؤمنان صدقات را دریافت كن تا بدان صدقات نفس آنها را پاك و پاكیزه سازى.

مؤمن صدقه را باید یا براى فایده و غرضى كه در نظر دارد بدهد و یا براى  حفظ نفس خود و یا محبوب و عزیزى كه بسیار نزد او گرامى است و چه محبوبى  بالاتر از امام زمان، كه اصلاح بسیارى از امور دینى و آخرتمان بستگى به  وجود و سلامتى آن حضرت دارد و این مطلب به دلیل عقل و نقل ثابت است كه هیچ  شخصى عزیزتر و گرامیتر نیست و نباید باشد از وجود مقدس امام زمان، ارواحنا  فداه، بلكه حضرتش باید محبوبتر از نفس خودمان باشد و اگر چنین اعتقادى  نداشته باشیم در ایمان و معرفتمان نسبت ‏به آن حضرت ضعف و خللى وجود دارد.

باید  توجه داشت كه آن حضرت هیچ احتیاجى به صدقه و دعاى ما ندارد، بلكه از شؤون  بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یك نوع اظهار محبت و  دوستى به آن جناب است، و این عمل راه و سببى است براى جلب رضاى پروردگار و  حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا. لذا آثار صدقه به انفاق  كنندگان آن مى‏رسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس  امام، علیه السلام، باشد

لذا سید، رحمة الله علیه، به فرزند خود سفارش مى‏فرماید كه: ابتدا كن به  صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اینكه براى خود و عزیزانت صدقه بدهى.

باید توجه داشت كه آن حضرت هیچ احتیاجى به صدقه و دعاى ما ندارد بلكه از  شؤون بندگى و اداى بعضى از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یك نوع اظهار محبت  و دوستى به آن جناب است، و این عمل راه و سببى است براى جلب رضاى پروردگار  و حصول قرب به خداوند در قضاى حوائج و دفع بلا. لذا آثار صدقه به انفاق  كنندگان آن مى‏رسد مخصوصا اگر انفاق براى اظهار محبت و دعا براى وجود مقدس  امام، علیه السلام، باشد.

یا مهدی

ایامى كه در مدرسه علمیه بعثت‏ سكونت داشتم طلبه‏اى كه نزد من موثق بود،  راجع به صدقه دادن براى وجود مقدس امام زمان، ارواحنا فداه، مى‏گفت: شبى  از حرم حضرت رضا، علیه‏السلام، به طرف مدرسه مى‏آمدم، در آن شب بسیار براى  امام زمانم دعا كردم و در فراقش اشك ریختم، در وقت‏برگشتن از حرم به بازار  سرشور رسیدم كه فقیرى جلوى مرا گرفت و از من چیزى خواست هرچه دست در جیب  لباسهایم كردم چیزى پیدا نكردم مگر یك «پنج ریالى‏» آن را با آنكه كم بود  با شرمندگى به آن فقیر دادم و نیت كردم كه این صدقه براى حفظ وجود مقدس  امام زمانم باشد.

فرداى آن شب هنگامى كه براى حضور در درس به بازار سرشور رسیدم یكى از  كسبه كه قبلا مرا مى‏شناخت تا چشمش به من افتاد مرا با صداى بلند صدا زد،  وقتى كه نزد او رفتم گفت: دیشب چه عملى انجام دادى؟!

گفتم: مگر چه شده است؟

گفت: دیشب در عالم رؤیا دیدم حضرت بقیة‏الله، ارواحنا فداه، سوار بر اسب  سفید رنگى هستند و وارد بازار سرشور شدند و جمعیتى پشت‏سر آن حضرت در  حركت‏بودند كه فرمودند: آمده‏ام جزاى فلان طلبه را بدهم (و اسم تو را  بردند)من با شنیدن این خبر دلم شكست و متوجه محبت و مهربانى امام زمانم شدم و گفتم دیشب من براى آن حضرت صدقه ناچیزى دادم.

و همچنین سید بن طاووس، رحمة‏الله‏علیه، در كتاب «امان‏الاخطار» در ضمن دعایى كه براى صدقه دادن در وقت‏ سفر ذكر مى‏كند مى‏نویسد:

«اَللهُمَ  اِنَّ هَذِهِ لَكَ وَ مِنكَ وَ هِىَ صَدَقَةٌ عَن مَولانا المهدی،  عجل‏الله‏ فرجه، وَ صَلِّ عَلَیهِ بَینَ اَسفارِهِ و حَركاتِه و سَكَناتِه  فِى ساعاتِ لََیلِه وَ نَهارِه وَ صَدقَهٌ عَمَّا یَعنِیهِ اَمرَهُ وَ  مَالا یَعنیهِ وَ مَا یُضمِنه و ما یُخلِفُه.»

خدایا! این (صدقه) از آن تو و  براى توست و صدقه‏اى براى سلامتى مولایمان م‏ح‏م‏د،  عجل‏الله‏تعالى‏فرجه‏الشریف، مى‏باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام كه در  سفر است و در تمام حركتها و استراحت هایش، در تمامى اوقات شب و روزش و  صدقه‏اى است‏ براى هرچه كه متعلق به اوست.

یكى از علماى اهل معنا مى‏فرمود: چه در هنگام سفر و چه در هنگام حضر،  وقتى كه صدقه براى وجود مقدس امام زمان، مى‏دهید این دعا - دعاى فوق - را  بخوانید.


پی نوشت:

1. سوره توبه (9)، آیه ‏103.




طبقه بندی: انسان، امام زمان (ع)، انتظار،
برچسب ها: صدقه، زمان غیبت، تکلیف نسبت به امام زمان(عج)، عوامل سازندگی انسان، مؤمن، سیدبن طاووس، آثار صدقه، قضاى حوائج، دفع بلا، انفاق، اظهار محبت، دعا،
[ یکشنبه 4 دی 1390 ] [ 12:16 ق.ظ ] [ سید علی ]

سرما بیداد می کند . و من یک دانشجوی ساده با پالتویی رنگ و رو رفته ، در یکی از بهترین شهرهای اروپا ، دارم تند و تند راه میروم تا به کلاس برسم . نوک بینی ام سرخ شده و اشکی گرم که محصول سوز ژانویه است تمام صورتم را می پیماید و با اب بینی ام مخلوط میشود .دستمالی در یکی از جیب ها پیدا می کنم و اشک و مخلفاتش را پاک می کنم و خود را به آغوش گرمای کلاس می سپارم .

استاد تند و تند حرف میزند، اما ذهن من جای دیگری است . برف شروع میشود ، این را از پنجره کلاس می بینم و خاطرات مرا می برد به سالهای دور کودکی ….. وقتی صبح سر را از لحاف بیرون آورده و اول به پنجره نگاه می کردیم و چه ذوقی داشت وقتی می دیدی تمام زمین و آسمان سفیدپوش است و این یعنی مدرسه بی مدرسه …پس خودت را به خواب شیرین صبحگاهی میهمان می کردی و مواظب بودی انگشتان پاهایت بیرون از لحاف نماند و یخ بکند …..

خاطرات مرا به برف بازی با دستکش های کاموایی می برد ..که اول سبک بودند و هرچه می گذشت خیس تر می شدند و سنگین تر …. یاد لبوهای داغ و قرمز که مادر می پخت و از ان بخار بلند می شد.

و حالا دختری تنها و بی پول و بی پناه که در یک سوییت ؟؟ دوازده متری زندگی می کند و با کمک هزینه 300 یورویی دانشگاه باید زندگی کند و درس بخواند .

این ماه اوضاع جیبم افتضاح است .البته همیشه افتضاح است اما این ماه بدتر ، راستش یک هزینه پیش بینی نشده بیشتر از نصف ماهیانه ام را بلعید و این وضع را بوجود آورد ، آن هم وقتی که نصف اولیه اش را خرج کرده بودم و این یعنی تا آخرماه هیچ پولی درکار نبود. نمی دانم برای شما هم پیش آمده یا نه، که پس اندازی نداشته باشید و فقط به درآمدتان که زیاد هم نیست متکی باشید . راستش این خیلی ترسناک است؛ هرچند باز جای شکرش باقی است که اینجا هم بیمه درمانی دارید و هم سرپناه ..ولو کوچک … و این یعنی خیالتان از بیماری و بی خانمانی راحت است؛ اما خب برای بقیه چیزها باید خرج کنید و وقتی مثل این ماه یک خرج ناخواسته داشته باشید اوضاعتان کمی بهم میریزد .

ناگهان انگار گرما، مغز منجمد شده ام را بکار اندازد یاد یک دوست افتادم . البته نه برای پول قرض کردن که از این کار نفرت دارم بلکه برای کار . یلدا یک دوست بود که شرایطش تقریبا مثل خودم بود با این فرق که او اجازه کار داشت و من نه … می دانستم قبلا پرستار بچه بوده پس سراغش رفتم .

به قهوه ای میهمانم کرد و یکساعت تمام از کارکردن غیرقانونی ترساندم که البته راست هم می گفت.... برای چند ساعت کاردر هفته که آن هم شاید گیر بیاید یا نه ، نمی ارزید همه چیز را به خطر بیاندازم . یک لحظه در آن بار کذایی احساس کردم بدبخت ترین آدم روی زمینم . یلدا سیگارش را خاموش کرد و بلندشد که برود به شوخی ..یا جدی؟…گفت این شبا سفارت شام میدن ، محرمه … توام خودت رو بنداز اونجا و... خدافظی کرد و رفت.
سفارت ایران سالها پیش خانه ای بزرگ در یکی از مناطق اعیان نشین پاریس خرید و آنجا را تبدیل به حسینیه کرد که مراسم مذهبی را آنجا برگزار می کرد.

راستش آن شب نرفتم اما شب دوم یخچال خالی و شکم گرسنه و داشتن کارت مترو وسوسه ام کرد به رفتن …

که رفتم …

رفتم در حالی که از این کارم دلخور بودم ، نه بخاطر مسایل سیاسی و نه حتی بخاطر مسایل مذهبی …که از خودم بدم می امد که فقط برای شام خوردن جایی بروم ….اما زندگی خیلی وقت ها آدم را به کارهایی وامی دارد که بسا دوست ندارد اما ناچار به انجام آنست …. و من ناچار بودم!!!
دو تا مترو عوض کردم و یک ربع پیاده رفتم تا بالاخره رسیدم . در تمام طول راه صدبار خواستم برگردم که برنگشتم . وقتی رسیدم چراغ ها را خاموش کرده بودند و یکی داشت روضه میخواند . کورمال کورمال یک جایی نزدیک ورودی پیدا کردم و نشستم ، نمی دانم چرا، اما گریه امانم نداد ، دلیل زیادی برای گریه کردن داشتم اما سابقه نداشت تا حالا که در جایی جز تنهایی خودم گریه کرده باشم ،
اما آن شب همه چیز فرق داشت.
چراغ ها که روشن شد دیدم سرو شکل من میان آن تیپ از آدمها خیلی انگشت نماست ، داشتم از خجالت می مردم ، حس می کردم همه می دانند من برای چی آنجا هستم . سفره انداختند و همه مشغول خوردن بودند اما نمی دانم چرا ، هرکاری کردم نمی توانستم باخودم کنار بیایم که آن غذا را بخورم . حس می کردم این غذا سهم من نیست ، دوباره گریه ام گرفته بود پس بدون اینکه توجه کسی را جلب کنم آرام پاشدم و بیرون رفتم. هرچند گرسنه بودم اما شاد بودم. انگار بار سنگینی از روی دوشم برداشته شده بود . سرم را روبه آسمان گرفتم و به او لبخندی زدم و راه مترو را در پیش گرفتم دیگر سردم نبود ، گونه هایم را به برف سپردم و سعی کردم خود را درخاطرات کودکی غرق کنم . نزدیکی های ایستگاه مترو یک ماشین در خیابان ایستاد و بوق زد و اشاره کرد . متعجب و ترسان در پیاده رو ایستادم که دوباره بوق زد . یک خانم پیاده شد و به سمتم آمد و گفت :

« شما غذاتو رو جا گذاشتید …..»
گفتم: نه مرسی ..این غذا مال من نبود ….
گفت: چرا .این غذای شماست …فقط مال شما …من می دونم.
و پلاستیکی را بدستم داد و گفت : میخوای برسونمت.
گفتم : نه ممنون با مترو میرم…. و با دست بسمت ایستگاه اشاره کردم.
گفت : پس حتما برو خونه و غذات رو بخور …این غذا فقط مال توست … و سوار ماشین شد و رفت.
نگاهی درون پلاستیک کردم و دیدم یک ظرف یکبارمصرف و یک پاکت درونش بود؛ درون پاکت یک اسکناس 500 یورویی بنفش و یک کاغذ بود که معلوم بود خیلی تند نوشته شده :
*سالها پیش وقتی من هم نتوانستم غذایی را که فکر میکردم حق من نیست ، را بخورم ، یک مرد، ظرفی غذا و سه هزار فرانک پول بمن بخشید . پولی که زندگی یک دختر تنها در دیار غربت بودم را نجات داد. آن مرد از من خواست هرزمان که توانستم این پول را به یکی مثل آن روز خودم ببخشم و اینگونه قرضش را ادا کنم . پس تو به من مقروض نیستی *


پی نوشت :

این داستان برای من در سال 2003 اتفاق افتاده بود. نمی خواهم اسم معجزه را روی این اتفاق بگذارم اما این عجیب ترین و در عین حال زیباترین اتفاق زندگی من تا امروز بوده است .و امروز من آن قرض را به یکی مثل انروزهای خودم ادا کردم ،
و امروز برف می بارید ...




طبقه بندی: گریه، امام حسین (ع)،
برچسب ها: محرم، معجزه، تنهایی، غربت، سفارتخانه، دانشجو، اروپا،
[ پنجشنبه 17 آذر 1390 ] [ 04:59 ب.ظ ] [ سید علی ]

مرحوم استاد محمد تقی جعفری (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب ارزشمند « امام حسین(ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت» در باب اثرگذاری اشک بر ابیعبدالله الحسین(ع) به نکته قابل تأملی اشاره می فرمایند:

« گریه و خنده گاهی به معنای طبیعی خودش مطرح می شود و گاهی بالاتر از اینهاست. یک خنده جهانی را شکوفا می کند، یا یک گریه برای جهانی موتور تاریخ می شود. مثل اشکهایی که در طول تاریخ برای حسین بن علی (ع) ریخته شده است. بشر، مقدس ترین اشکش را در راه حسین (ع) ریخته است. چه انسانهایی، شاید میلیونها انسان که پلیدی و تبهکاری، تمام عمر آن ها را فرگرفته بود؛ و یک بار با یک انقلاب روحی به حسین بن علی (ع) توجه کرده و عمرشان را دریافته اند.چه دولتها که با نام حسین بن علی (ع) بر سر کار آمدند و چقدر برای آنان بحث از دادگری می کردندو عشّاق داد و عدالت بوده اند، میدان باز شد.»


منبع:
امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت- محمد تقی جعفری صص199-200 




طبقه بندی: گریه، امام حسین (ع)، انسان،
برچسب ها: امام حسین (ع)، استاد محمد تقی جعفری، گریه، انقلاب روحی، اشک،
[ یکشنبه 13 آذر 1390 ] [ 04:56 ب.ظ ] [ سید علی ]

 

دلا بزم حسین بن علی دعوت نمی خواهد

اگر خواهی بیا این آمدن منت نمی خواهد

به هنگام عزاداری ریا را دور کن از خود ،

که اینجا معرفت می خواهد و شهرت نمی خواهد

اگر خواهی که هیئت را کنی بازیچه دستت

حسین از مردمان بی خرد بیعت نمی خواهد

به زور و پول نتوان هیئتی ها را کنی تطمیع

حیا کن شرم کن بزم عزا قدرت نمی خواهد

مگو اشک فلانی حقه بازی هست و نیرنگ است

فضولی تا به کی خاموش باش صحبت نمی خواهد

به کنج خانه خوشزاد است و ذکر یا حسین زیرا

که نوکر نوکر است و مجلس و هیئت نمی خواهد

برگرفته از کتاب قفل شکسته

سید حسن خوشزاد


برچسب ها: شعر عاشورایی، امام حسین(ع)، مجلس روضه، عزاداری، هیئت، اشک،
[ پنجشنبه 10 آذر 1390 ] [ 12:08 ق.ظ ] [ سید علی ]

خب به سلامتی زمان ظهور امام زمان (ارواحنا فداه) هم مشخص شد.

به نقل قول زیر از روحانی محبوب القلوب حجت الاسلام قرائتی توجه کنید تا مشخص بشه براتون زمان ظهور آقا کی و چه زمانیه:

رئیس ستاد اقامه نماز گفت: بسیار دوست دارم که روضه‌خوان خوبی باشم اما نیستم، همسرم می‌گوید اگر من بتوانم مردم را بگریانم و حجت‌الاسلام صدیقی بتواند مردم را بخنداند امام زمان ظهور می‌کند. در آینده قصد دارم سایتی برای خنده درست کنم. به شدت به اشک روضه‌ها اعتقاد دارم.!!!!




طبقه بندی: امام زمان (ع)،
برچسب ها: حجت الاسلم قرائتی، حجت الاسلام صدیقی، روضه خوانی، خنداندن،
[ جمعه 4 آذر 1390 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ سید علی ]

 

سلام

قبلاً در  یکی از پستهایم برایتان نوشتم که شبکه فارسی ۱ یک شبکه تلویزیونی فارسی‌زبان است که صاحب و مالک آن یهودی ابلیس نما رابرت مرداک یا مرداخ است که دفترهای آن در استودیو سیتیِ دوبی قرار دارند و روی ماهواره یوتل ست برنامه‌های سرگرم‌کننده پخش می‌کند. این شبکه از مرداد ۱۳۸۸ اقدام به پخش سریال‌های خارجی با دوبله فارسی کرده‌است که در ایران مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفته‏‏است. این شبکه توانسته‌است با مجموعه‌هایی عامه‌پسند و با استفاده از چاشنی‌هایی چون زنان و دختران زیبارو و داستان‌هایی عاشقانه در جذب مخاطبان موفق شود و انواع انحرافات فکری و اعتقادی را به خورد بینندگان خود دهد.

در جدیدترین اقدام شیطانی این شبکه، در یکی از سریالهای پخش شده، بینندگان و مخاطبین خود را تشویق و ترغیب به دوستی های خیابانی می کند؛ آن هم در لفافه خانواده. این خبر را با دقت مطالعه کرده و بعد خودتان قضاوت کنید:

" شبکه فارسی وان روز چهارشنبه 9 نوامبر (18 آبان) در یکی از برنامه های خود به توجیه روابط نامشروع پرداخته و سعی کرد اینگونه روابط را مفید جلوه دهد.
در یکی از سریال های این شبکه برادری به خواهرش می گوید: «این شخص، پسر خوبی است. چرا با او دوست نمی شوی؟» خواهر در جواب برادر که در حال تشویق و ترغیب وی به دوست شدن با یک پسر است می گوید: «تو چرا می خواهی برای من دوست پسر پیدا کنی؟»
برادر در توجیه این نوع رابطه می گوید: «تا تنها و غمگین نباشی!؟»
فارسی وان با پخش چنین سریالهایی تلاش می کند به مخاطب بفهماند اگر روابط نامشروع با جنس مخالف نداشته باشید، تنها و غمگین خواهید شد؛ پس برای جلوگیری از غم و تنهایی رابطه نامشروع برقرار کنید!
این در حالی است که برقراری چنین روابطی موجب ایجاد فساد در جامعه و زیانهای روحی جوانان می شود و چنین روابطی هیچ مسئولیت عرفی و قانونی بر عهده دو طرف نمی گذارد و همین مسئله باعث تنوع طلبی آنها می شود و از سوی دیگر خطرات فراوانی را برای زندگی آینده زناشویی جوانان به وجود می آورد."

این هم از عوارض داشتن ماهواره!!!




طبقه بندی: جوان، شبکه فارسی وان، رابرت مرداک، گناه، شیطان، صهیونیسم،
برچسب ها: دوستی خیابانی، شبکه فارسی 1، رابرت مرداک، دوست دختر، دوست پسر، ازدواج، زناشویی، جوانان، تنوع طلبی، روابط نامشروع، ماهواره،
دنبالک ها: نیاز روز،
[ شنبه 28 آبان 1390 ] [ 11:21 ق.ظ ] [ سید علی ]

عید سعید قربان رو خدمت همه دوستان خوب و عزیزم تبریک و تهنیت عرض می کنم.
بدون هرگونه تردید اگر به تمامی ادیان و فرقه ها و مکاتب موجود در جهان که هرکدام داعیه پرچمداری تکامل انسانها را دارند مراجعه کنیم و منابع و مراجع تغذیه فکری آنها را با هم مقایسه کنیم، بدون اغراق و غلو و با قدرت و به پشتوانه تحقیقات و کتابها و مستندات موثق و عمیق و دقیق دانشمندان و علمای شیعی از صدر اسلام تا بحال میتوان ادعا کرد هیچکدام به اندازه اندیشه شیعه، بارور و غنی و پرمایه نبوده و حرف برای گقتن نداشته اند. و بی شک مهمترین علت این امر وجود دو ثقل عظیم و یادگار پیامبر (صلی الله علیه و آله) یعنی قرآن و عترت است که هر دو بنا بر نص صریح قرآن و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دور از خطا و اشتباه می باشند و لذا هر سخن و نکته و گفته ای که از این دو صادر شود عین حکمت بوده و می تواند بعنوان یک اصل پذیرفته شده و نه یک نظریه در تمامی علوم نقلی و عقلی و انسانی و تجربی مورد استفاده قرار گیرد که در این مجال فرصت پرداختن به آن نیست و مراجعه به خیل کثیر مقالات و کتب قدیم و جدید مطلب ما را تأیید می کند.
یکی از این منابع ناب شیعی که شاید بتوان گفت هنوز هم متأسفانه در بین عوام و خواص غریب است، " صحبفه سجادیه" است. صحیفه ای نورانی که لبریز از معارف و حکمتهای نغز و لطیف است که انسان با تأمل و تدبر در آنها سرمست سرچشمه فیض الهی گشته و از عالم ملک به ملکوت سفری روحانی را می آغازد.

 

در نیایش 48 صحیفه سجادیه، امام سجاد(ع) دعایی را به ما می آموزند که در روز عید سعید قربان و روز جمعه باید خواند. در قسمتی از این دعا امام (ع) روح حماسی خود را نشان داده و خردمندانه به تمامی کسانی که بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) حق امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و اولاد ایشان را غصب کردند تازیده و فرج و مخرج خود را که همان ظهور منجی آخرالزمان حضرت بقیة الله الاعظم از خداوند طلب می نمایند.

 امام مقام امامت و خلافت را از آن خود و پدران بزرگوارشان می دانند که دردمندانه غاصبان آن را از این خاندان پاک به زور سرنیزه و شمشیر و مکر و حیله گرفتند و در عین حال حضرتش سمت و سوی این حرکت و واقعه شوم را نیز دور از تدبیر حکیمانه خداوند نمی دانند و سر تسلیم در برابر آن فرود می آورند.

امام سوگمندانه نتیجه این حاکمیت زور را تغییر احکام الهی، متروک ماندن سنت وسیره نبوی، مهجوریت قرآن و انحراف واجبات و دستورات شریعت نبوی می دانند. لذا این همه آسیب و صدمه و ضرری که این دشمنان دین نه برای مسلمانان که برای بشریت رقم زدند، نباید چیزی جز لعن برای اینان داشته باشد که این تعفن فراگیری که بشر امروز در آن گرفتار آمده به یقین میوه آن عمل نابخردانه و کینه توزانه و جاه طلبانه بوده است. امام در ادامه و بعد از آسیب شناسی دینی ، تنها راه درمان درد کهنه بشریت و نجات جامعه انسانی از عفن و آلودگی گناه و فساد و نابسامانی و تشتت را، فرج و گشایش و تأیید و تمکین محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) بر جامعه جهانی می دانند که همینان که پاکان و خوبان و برگزیدگان ذات اقدس اله هستند تنها و تنها می توانند چراغ فراراه بشریت بوده و انسانها را به سرمنزل مقصود و سعادت و کمال و رفاه و کامیابی چه مادی و چه معنوی برسانند.

به امید روزی که شاهد ندای عدالت آور و صدای الهی باشیم که نوا در دهد: ألا یا أهل العالم! أنا بقیة الله الاعظم.  

اَللَّهُمَّ اِنَّ هذَاالْمَقامَ لِخُلَفآئِكَ وَاَصْفِیآئِكَ، وَمَواضِعَ اُمَنآئِكَ فِى الدَّرَجَةِ الرَّفیعَةِ الَّتِى اخْتَصَصْتَهُمْ بِها قَدِابْتَزُّوها - وَاَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذلِكَ، لایُغالَبُ اَمْرُكَ، وَ لایُجاوَزُالْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبیرِكَ كَیْفَ شِئْتَ وَاَنّى‏ شِئْتَ، وَلِما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ، غَیْرُ مُتَّهَمٍ عَلى‏ خَلْقِكَ وَلا لاِرادَتِكَ - حَتّى‏ عادَ صِفْوَتُكَ وَخُلَفآءُكَ مَغْلُوبینَ مَقْهُورینَ مُبْتَزّینَ، یَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلاً، وَكِتابَكَ مَنْبُوذاً، وَفَرآئِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهاتِ اَشْراعِكَ، وَسُنَنَ نَبِیِّكَ مَتْرُوكَةً. اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَعْدآئَهُمْ مِنَ الْاَوَّلینَ وَالْاخِرینَ، وَمَنْ رَضِىَ بِفِعالِهِمْ وَاَشْیاعَهُمْ وَاَتْباعَهُمْ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، اِنَّكَ حَمیدٌ مَجیدٌ، كَصَلَواتِكَ وَبَرَكاتِكَ وَ تَحِیّاتِكَ عَلى‏ اَصْفِیآئِكَ اِبْراهیمَ وَ الِ اِبْراهیمَ، وَعَجِّلِ الْفَرَجَ وَالرَّوْحَ وَالنُّصْرَةَ وَالتَّمْكینَ وَالتَّاْییدَ لَهُمْ.
اَللَّهُمَّ وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ التَّوْحیدِ وَالْایمانِ بِكَ، وَالتَّصْدیقِ بِرَسُولِكَ، وَالْاَئِمَّةِ الَّذینَ حَتَمْتَ طاعَتَهُمْ، مِمَّنْ یَجْرى ذلِكَ بِهِ وَ عَلى‏ یَدَیْهِ، امینَ رَبَّ الْعالَمینَ. 

ترجمه:

الهى، این‏مقام نماز جمعه كه مخصوص خلفاى تو و برگزیدگان توست، و جایگاه امناى تو در درجه بلندى كه ایشان را به آن اختصاص دادى، غاصبان آن را به غارت برده‏اند - و تقدیر آن به‏دست توست، فرمانت مغلوب نشود، و از تدبیر حتمى تو هر گونه كه بخواهى و هر زمان كه بخواهى فراتر نتوان رفت، و به خاطر آنچه تو بهتر مى‏دانى و در آفریدنت و اراده‏ات متهم نیستى چنین كردى - تا آنجا كه برگزیدگان و خلفاى تو مغلوب و مقهور و جداى از حق خود شدند، حُكمت را مبدل و كتابت را دور انداخته، و واجباتت را از مسیر شرایعت منحرف، و سنت‏هاى رسولت را متروك مى‏بینند. بارالها، دشمنان ایشان را از اولین و آخرین، و هر كه به كردارشان راضى شده و دنباله‏روها و پیروانشان را لعنت كن. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، كه تو ستوده و بلندپایه‏اى، مانند درودها و بركت‏ها و تحیت‏هایى كه بر برگزیدگانت ابراهیم و آل‏ابراهیم فرستاده‏اى، و در گشایش و آسایش و یارى و تمكین و تأیید ایشان تعجیل كن. بارالها، و مرا از اهل توحید و ایمان به خود، و تصدیق به پیامبرت، و امامانى كه طاعتشان را واجب كرده‏اى قرار ده، از جمله كسانى كه توحید و ایمان به سبب آنان و بر دست آنان اجرا مى‏شود.

آمین یا رب العالمین




طبقه بندی: نیایش، شیعه، فرج، گناه، صحیفه سجادیه، امام سجاد(ع)، انسان، امام علی (ع)، قرآن،
برچسب ها: فرج محمد و آل محمد(ص)، امام سجاد (ع)، صحیفه سجادیه، کمال، رفاه، سعادت، کامیابی، جامعه جهانی، بشریت، فساد، نابسامانی، آسیب شناسی دینی، مهجوریت قرآن، تحریف سنت نبوی، مقام ولایت و امامت، غاصبان خلافت پیامبر (ص)، مکاتب، فرقه ها،
[ دوشنبه 16 آبان 1390 ] [ 06:11 ب.ظ ] [ سید علی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
--->


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر

ابزار وبلاگنویسان
سروده های آئینی